حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

450

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

پدرش فكر و قصد كرده بود - بر ضيعتها و مزارع و باغات و بساتين و كروم « 1 » رستاقها و شهرها و مملكتها « 2 » وضع كرد و بنا نهاد ، و معيّن گردانيد . و جزيه بر سرها « 3 » نهاد ، الّا از چند كس كه ايشان را از جزيه معاف و مسلّم داشت : اوّل : اهل بيوتات « 4 » . دوّم : طائفهء زنان . سيّم : كتّاب و اهل علم ، از طلبه و حفّاظ و غير آن . چهارم : جمعى كه برسم خدمتكارى پيش ديگران باشند ، و خدمت ايشان كنند . پنجم : هر آنك سال او به بيست نرسيده باشد ، يا از پنجاه گذشته باشد . ششم : از طايفه درويشان و عجزه « 5 » و مساكين . هفتم : جمعى كه بسبب علّت و مرض از جاى بر نتوانند خاست ، و آنچنان كسى را زمينى ميگويند ، و مانند آن از كور و شل و مفلوج و غير آن و كسرى انوشروان بفرمود تا بسه دفعه بستانند ، و در سرايى كه آن را به سه مرّه « 6 » گفتندى جمع كنند . و مراد بسه مرّه ، سه نجم « 7 » و دفعاتست .

--> ( 1 ) . كروم : جمع « كرم » : انگور ، مو . ( 2 ) . در نسخهء چاپى : بساتين و كروم در ساقهاى هر شهرى و مملكتى وضع كرد . ( 3 ) . در نسخهء چاپى : بر سر . ( 4 ) . بيوتات : جمع « بيت » كه مقصود خاندانهاى ريشه‌دار و متمكن و بانفوذ مىباشد . ( 5 ) . عجزه : جمع « عاجز » ، ناتوان . ( 6 ) . در نسخه‌هاى ( 2 ) و ( 3 ) : بسمره . و در نسخه چاپى : سمرّه آمده است . و صحيح آن است كه در متن ضبط شده است ، كه به معناى سه بار مىباشد . ( 7 ) . نجم : « ستاره » ، و پيشتر گذشت كه عرب همواره وقايع تاريخى و اجتماعى و دينى خود را از روى ستارگان گاه‌شمارى مىكرد ، كه بتدريج ماه به معناى تاريخ و گاهشمارى متداول گرديد ، از اين رو همواره « نجم » به معناى زمان و تاريخ است .